پسرک

همیشه سعی میکرد تو جمع باشه همیشه سعی میکرد که نشون بده که مثل همه ی پسرهای دیگه است. طوری رفتار میکرد که انگار نه انگار که یه حسی تو وجودش داره اتیشش میزنه. بیخیال بود یا بهتر بگم که تو بیخیالی سیر میرد. خب باید هم اینجوری باشه چون نمیتونست به هر کسی بگه که چه حسی و حالی داره. روزها همینجوری میگذشت هر بار که صبح از خواب پامیشد و جلوی اینه قرار میگرفت به خودش میگفت نکنه به کسی بگی  تو متفاوتی اون موقع نمیتونی ارتباط برقرار کنی اون موقع نمیتونی کسی رو که دوستش داری همیشه ببینی. اصلا شاید اون هم از تو دور بشه چون نمیتونه درک کنه که تو چی هستی. خب هر روز صبح این مکالمه داغونترش میکرد اخه تا کی باید اینجوری باشه تا کی باید پشت یه نقاب زندگی کنه تا کی باید حسرت بغل کردن اونی رو که دوستش داره رو تو وجودش بکشه پسرک همیشه اشک میریخت تو تنهایی اتاقش اما هیچ وقت نتونست با خودش کنار بیاد. هر وقت که حسابی تو تنهایی های خودش گریه میکرد و از اتاقش بیرون میومد وقتی مادر پدر یا خواهراش اون رو میدیدن و نگاه به چشمای قرمزش میکردن میگفتند تو که این همه خوابت میاد چرا نمیری بخوابی …..! اما اوناها هم نفهمیدن که قرمزی چشمای پسرک بخاطر چیه……!

برگرفته از وبلاگ بچه های کوچه پشتی

عرفه

به نام آنکه هستی نام از او گرفت

خدایا!
به که واگذارم می کنی؟
به سوی که می فرستی ام؟
به سوی آشنایان و نزدیکان؟ تا از من ببرند و روی برگردانند.
یا به سوی غریبان و غریبه گان تا گره در ابرو بیافکنند و مرا از خویش برانند؟
یا به سوی آنان که ضعف مرا می خواهند و خواری ام را طلب می کنند؟
من به سوی دیگران دست دراز کنم؟ در حالی که خدای من تویی و تویی کارساز و زمامدار من.
ای توشه و توان سختی هایم!

ای همدم تنهایی هایم!
ای فریاد رس غم و غصه هایم!
ای ولی نعمت هایم!

ای پشت و پناهم در هجوم بی رحم مشکلات!
ای مونس و مامن و یاورم در کنج عزلت و تنهایی و بی کسی!
ای تنها امید و پناهگاهم در محاصره ی اندوه و غربت و خستگی!
ای کسی که هر چه دارم از توست و از کرامت بی انتهای تو!
تو پناهگاه منی!

خدای من!
چگونه نا امید باشم در حالی که تو امید منی!
چگونه سستی بگیرم ,چگونه خواری پذیرم که تو تکیه گاه منی!
ای آنکه با کمال زیبایی و نورانیت خویش چنان تجلی کرده ای که عظمتت بر تمامی ما سایه افکنده.

                       ” ترجمه ی فراز هایی از دعای عرفه نوشته ی دکتر علی شریعتی “

ادامه مطلب

باز امشب در اوج آسمانم

صفحه های دفترم یکی یکی در حال ورق خوردن بود و من بی خبر از  همه چیز سرم را کرده بودم توی لاک خودم. غافل از اینکه با تمام بی کسی ها یه افرادی هستند که بشه بهشون تکیه کرد.

یه روزی بلند شدم و اطرافم را نگاه کردم که دیگه هیچ کسی نبود همه رفته بودن.

اول فکر کردم خوابم و خیلی زود بیدار می شم ولی این خواب هیچ وقت تموم نشد و هر روز که می گذشت فشار ها بیشتر میشد.

از خیلی صحنه هایی که اطرافم هست فراریم ـ آخه اونا منو یاد گذشته ها می ندازند ـ یاد اون زمان های دور، یاد اون زمان هایی که قدرش را ندونستم.

 

چرا این امتحانات ایقدر سخته. کی میشه امتحانا تموم بشه و نتایج را اعلام کنن

خیلی هاش را خراب کردم. خدا کنه مردود نشم

 

خدایا لحظه ای ما را به حال خودمون وا مگذار

 

ادامه مطلب

آغاز بهار

سلام به همه دوستان

بهار عشق شکوفا نمی شود بی تو
بیا که غنچه ی دل وا نمیشود بی تو

بر آی از افق ای آفتاب صبح امید
که شب رسیده و فردا نمی شود بی تو

هزار چشمه جوشان به دشتها جاریست
یکی روانه ی دریا نمی شود بی تو

ز سرد مهری شبهای هجر دلتنگم
بیا که عقده ی دل وا نمی شود بی تو

بیا،بیا گره از کار عاشقان بگشای
که عشق و عاطفه معنا نمی شود بی تو

عید نوروز را بهتون تبریک میگم. می دونم یکم دیر شده ولی عمداً این آپ را عقب انداختم تا یه آپ ویژه را بهتون تقدیم کنم یه آپ ویژه توی یه جای ویژه
حدس بزنید از کجا . . .

 

ادامه مطلب

دوست یا …

« تقدیم به تو ای بهترین بهانه »

برای باریدن اشک هایم در این سکوت شبانه تنها بهانه نبودنت کافی است

 

هر کسی توی زندگیش یه نقطه های شروعی داره که اون نقطه ها باعث میشه یا به اوج آسمون بره و یا به زمین بخوره. نقطه هایی که شاید سال ها بعد به یادش بیان و باعث افتخار و یا خجالتش بشن.

ادامه مطلب

غریب آشنا

السلام علیک یا غریب الغربا السلام علیک یا معین الضعفاء والفقرا السلطان یا ابالحسن یا علی بن موسی الرضا

شهادت غریبانه ی امام رضا (علیه السلام) را به همه عزیزان تسلیت میگم

زائری بارانی ام اقابه دادم می رسی؟بی پناهم خسته ام تنها به دادم می رسی ؟گرچه اهو نیستم اما پراز دلتنگی ام .ضامن چشمان اهوها به دادم می رسی؟ من دخیل التماسم رابه چشمت بسته ام . هشتمین دردانه زهرا به دادم می رسی ؟

التماس دعا فقط همین

اربعین حسینی

سلام به همگی

دیگه طاقت نیاوردم آپ نکنم اومدم تا اربعین امام حسین(ع) را بهتون تسلیت بگم. باورم نمیشه به این زودی گذشت انگار همین دیروز بود که داشتیم خودمون را برای رسیدن محرم آماده می کردیم. چقدر منتظر این دو ماه بودم که بتونم عوض بشم آرزوم بود محرم امسال آدم بشم ولی … ادامه مطلب

رفیق!!!

یه روزی بهم می گفت دوستم داره

می گفت اگه منو نبینه حالش خرابه

می گفت تنها کسی که توی دنیا داره منم

می گفت دلش می خواد همش باهام درد دل کنه

می گفت خدا ما را به هم رسوند تا با هم به خدا برسیم

شب ها پیام میداد و می گفت خوابش نمیبره

می گفت دلش برام تنگه

می گفت عاشقم شده

من هم باور می کردم- من هم دوستش داشتم

ولی اون موقع نفهمیدم که اینها همش حرفه

یه روزی بهم گفت میخواد بره مسافرت

گفت خیلی ناراحته که من باهاش نیستم

خداحافظی کرد و رفت

ولی وقتی برگشت یه دوست جدید پیدا کرده بود

اون هم که ادعا میکرد دوستم داره رفت و باز هم من موندم و رفیق قدیمیم

معرفی فیلم Charlie St. Cloud

سلام – عید غدیر را بهتون تبریک میگم

چند روز پیش یه فیلمی را دانلود کردم ولی نتونستم ببینمش تا امروز که بالاخره وقت شد ببینم. دلم نیومد بهتون معرفیش نکنم.

داستان خیلی زیبایی داره – من که ازش خیلی خوشم اومد مخصوصا اینکه داستانش در مورد علاقه دو برادر به همدیگه ست چیزی که من همیشه آرزوش را داشتم «داشتن یه برادر»

Charlie St. Cloud

فیلمی را که می خوام بهتون معرفی کنم  Charlie St. Cloud نام داره – یک فیلم درام و عاشقانه اثر Burr Steers محصول سال ۲۰۱۰


داستان فیلم در مورد علاقه شدید دو برادر به همدیگه ست. توی یه تصادف برادر کوچیکه(سم) میمیره و برادر بزرگه (چارلی) ضربه روحی شدیدی بهش وارد میشه – چارلی همه زندگیش را رها میکنه و میره توی قبرستونی که سم دفن بوده کار میکنه – اون در رویای خودش با سم قرار میذاره که هر روز غروب با هم تمرین بیسبال کنند که …

دانلود نکنید از دستتون رفته

اگه فیلم را دیدید حتما نظرتون را درموردش بگین

تا بعد …

بازگشتی دوباره

سلام به همه عزیزان

بابت تاخیر طولانی مدتی که پیش اومد منو ببخشید.

متاسفانه مدتی پیش به خاطر فوضولی من داخل سیستمم فن گرافیکم خراب شد و گارانتی هم قبول نکرد-تقریبا یک ماه دنبال این بودم که تعمیرش کنم ولی نشد و تقریبا ۶۰ هزار تومان زیر کار رفتم و مجبور شدم یه دونه جدید بگیرم. بعد که گرافیکم درست شد اینترنتم تموم شد و به خاطر سرعت افتضاح شرکت قبلی تصمیم گرفتم برم سراغ یه شرکت دیگه که اون شرکت هم برای منطقه ما پورت خالی نداشت. با اینترنت معمولی هم که نمیشه کار کرد یه صفحه را زوری باز میکنه چه برسه بخوای باهاش آپ کنی!

خلاصه این شد که یه مدت از دست چرت و پرت های من راحت بودین یه خبر بد هم بهتون بدم که از این به بعد باید منو تحمل کنید.

به خاطر این اتفاق ناگوار بهتون تسلیت میگم!

حرف ها زیاده ولی می خوام تا جایی که میشه دیگه اون حرف های خسته کننده قبل را نزنم

بسه دیگه برای آپ اول زیاد حرف نزنم بهتره.

فعلا این شعر سعدی  را از من داشته باشید تا بعد

موفق و پیروز باشید

خوبرویان جفاپیشه وفا نیز کنند به کسان درد فرستند و دوا نیز کنند
پادشاهان ملاحت چو به نخجیر روند صید را پای ببندند و رها نیز کنند
نظری کن به من خسته که ارباب کرم به ضعیفان نظر از بهر خدا نیز کنند
عاشقان را ز بر خویش مران تا بر تو سر و زر هر دو فشانند و دعا نیز کنند
گر کند میل به خوبان دل من عیب مکن کاین گناهیست که در شهر شما نیز کنند
بوسه‌ای زان دهن تنگ بده یا بفروش کاین متاعیست که بخشند و بها نیز کنند
تو خطایی بچه‌ای از تو خطا نیست عجب کان که از اهل صوابند خطا نیز کنند
گر رود نام من اندر دهنت باکی نیست پادشاهان به غلط یاد گدا نیز کنند
سعدیا (علیا) گر نکند یاد تو آن ماه مرنج ما که باشیم که اندیشه ما نیز کنند